دپارتمان خانواده

شرایط فسخ نکاح

  شرایط فسخ نکاح

فسخ نکاح:

در عقد لازم ،بر هم زدن عقد امری نامتعارف  و خلاف اصل است و نیاز به مجوز قراردادی و قانونی است (دوره مقدماتی مدنی ،اعمال حقوقی ،قرارداد ایقاع ،ش۳۳۷٫)خیار فسخ آنگونه که در سایر معاملات مطرح است در نکاح مطرح نمی باشد و شرایط ویژه خود را دارد و تنها در مواردی که توسط قانونگذار احصا شده ،خیارفسخ نکاحوجود دارد و سایر موارد فسخ معاملات در نکاح قابل اعمال نیست (حقوق مدنی ،ج۴،ص۵۲۹٫)

نکاح پس از انکه منعقد شد رابطه زوجیت بین زن و مرد ایجاد می نماید وضعیت حقوقی ادامه پیدا خواهد کرد تا نکاح منحل گردد پس از انحلال از زمان تاثیر ،رابطه حقوقی را قطع  می کند و به گذشته سرایت ندارد .

فسخ ایقاعی است که به زوج و زوجه حق انحلال نکاح را می دهد .

در کشور ما موارد فسخ نکاح احصا شده است .

در قانون مدنی موارد فسخ نکاحبرای هریک از طرفین یا مشترکا از مواد ۱۱۲۱ الی ۱۱۳۲ احضا شده است این موارد عبارتند از :

۱-فسخ به عیب ؛

۲- فسخ به جهت تدلیس؛

۳- فسخ به جهت تخلف از شزط صفت .

عیوب موجب فسخ نکاح :

از جمله مواردی که می توان از میان سه  دسته از مواردفسخ نکاح برشمرد عیوب هر یک از زوج یا زوجه است که به طرف مقابل وی اختیار فسخ نکاح را می دهد . این عیوب یا امراض در مواد ۱۱۲۱ الی ۱۱۲۳ ق. م احصا شده است .

عیب عبارتست از نقصان و یا زیادی که دروضعیت طبیعی چیزی یافت شود و موجب عدم رغبت به آن  گردد .(حقوق مدنی ،جلد ۴،ص۵۲۹ )

قانونگذار برای جلوگیری از ضرر و زیان همسری که در معرض عیوب موجب فسخ نکاح قرار دارد به طور صریح و مشخص موارد فسخ نکاح را معین کرده است ،این موارد محدود و منحصر به همان مواد مصرح قانونی است .

حق فسخ به موجب عیوب زن برای جلوگیری از ضرر مرد است پس اگر به وسیله عمل جراحی یا درمان  این عیوب از بین رود ،مبنای خود را از دست می دهد و ساقط می شود و اگر با پیشرفت پزشکی این عیوب به صورت بیماری قابل درمان در آید دیگر عیب به حساب نمی آید و مرد به استناد آنها حق فسخ ندارد (مختصر حقوق خانواده ش۱۹۱)

در مقابل برخی از اساتید حقوق معتقدند :

اگر چه بعد از عقد بتوان عیب را با عمل جراحی به صورت طبیعی در آورد حق فسخ ساقط نمی گردد و در صورت تردید در ابقای آن پس از عمل جراحی ان حق استصحاب می شود .(حقوق مدنی ،ج۴،ص۵۳۸)

به نظر می رسد با توجه به علل و حکمت های جعل حق فسخ در موارد مصرحه قانونی ؛وقتی موضوع رفع شده و ضرر منتفی باشد نمی توان همچنان به بقای حق فسخ رای داد مضافا انکه روح حاکم بر شریعت ،استحکام بخشی به خانواده و استمرار ،دوام و بقای ان می باشد و براساس قوانین موضوعه به ویژه قانون اساسی باید همه تفاسیر را در راستای جلوگیری از فروپاشی خانواده نمود ،اگر چه طلاق و فسخ همه ابزار های قانونی هستند ولی تجویز هایی بوده که در راستای مغبوضیت ذات احدیت است .

در قانون مدنی عیوب به شرح ذیل آمده است :

الف- جنون هریک از زوجین به شرط استقرار اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد ،برای طرف مقابل موجب حق فسخ است .

ب- ماده ۱۱۲۲ ق.م عیوب ذیل را در مرد موجب حق فسخ برای زن دانسته است :

  • خصاء؛
  • عنن به شرط اینکه ولو یک بار عمل زناشویی انجام نداده باشد ؛
  • مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که قادر به زناشویی نباشند .

ج – عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود :

  • قرن ؛
  • جذام؛
  • برص؛
  • افضا؛
  • زمین گیری؛
  • نابینایی از هر دو چشم .

برای تحقق فسخ با وجود عیوب مذکور ،شرایطی باید لحاظ شود تا هریک از این عیوب بتوانند مجوزی برای فسخ نکاح باشند .

برای درخواست وکیل در تهران با شماره تلفن ۰۹۱۲۶۰۸۹۴۱۰ تماس حاصل نمایید

شرایط و آثار اجرای خیار فسخ :

استفاده از این حق برای زن و شوهر در صورتی است که شرایط اجرای حق را داشته و آن را رعایت کنند .

  • فردی که با علم و اگاهی بر عیب ،اقدام به نکاح کرده اقدامی علیه خود نموده و دیگر نمی تواند از خیار فسخ استفاده کند . در واقع شرط استفاده از خیار فسخجهل در حین عقد است که هر یک از طرفین به عیب طرف مقابل آگاه نباشند .
  • عیب مزبور باید در حین عقد وجود داشته باشد که این امر استثنا هم دارد ،در ماده ۱۱۲۵ ق. م اشعار داشته اگر جنون و عنن در مرد بعد از عقد هم حادث شود موجب فسخ برای زن خواهد بود . زن با اطلاع از جنون همسر پس از نکاح می تواند عقد را فسخ کند ولی شوهر در صورت جنون بعد از عقد ،چنین حقی را ندارد مگر جنون مربوط به حین عقد باشد ،زیرا ماده ۱۱۲۴ ق . م عنوان کرده عیوب زن اگر در حال عقد باشد ،حق فسخ برای مرد می باشد .
  • اختیار فسخ فوری است در غیر این صورت حق فسخ از بین می رود . فوریت ان با توجه به عرف و عادت است . منظور از فوری مفهوم ریاضی و فیزیکی نیست و هر درنگ حق خیار را ساقط نمی کند . هدف این است که در اولین که انسان متعارف دارد در ان شرایط کاری را انجام می دهد .
  • نقش نزدیکی در خیار فسخ نیز مهم است . ماده ۱۱۲۵ ق. م حدوث جنون و عنن بعد از عقد را هم سبب فسخ دانسته اما تمایزی بین احکام این دو برقرار است .

جنون بعد از نزدیک ی هم موجب فسخ است اما عنن بعد از عقد و قبل از نزدیکی موجب فسخ است ،زیرا ماده ۱۱۲۲ ق.م عنن به شرط اینکه ولو یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد موجب فسخ برای زن است . عنن بعد از دخول منشا خیار فسخ نیست اگر زن بلافاصله بعد از عقد متوجه عنن مرد شود به شرط عدم نزدیکی حتی یک بار می تواند به خیار فسخ عمل کند .

حدوث خصا قبل از عقد منشا خیار است نه بعد از آن ،اما فردی خصی اگر چه بتواند دخول نماید ولی چون انزال نمی شود ،این ویژگی عیب محسوب شده و باعث فسخ است .

در ماده ۱۱۲۲ ق.م قید مانع وظایف زناشویی می باشد ،که با اصلاحات ۱۳۷۰براساس نظر شورای نگبان حذف شده است .خصا به طور مطلق با وجود عمل نزدیکی را موجب خیار فسخ دانسته است زیرا ابقای نسل مدنظر قانونگذار قرار گرفته است .

اگر عنن بعد از عقد و قبل از نزدیکی حادث شود و اگر حدوث خصا قبل از عقد و یا حتی بعد از نزدیکی باشد و اگر جنون بعد از عقد حادث شود ولو بعد از نزدیکی ،همه این موارد سبب فسخ برای زن خواهند شد .

درخصوص آثار فسخ نکاح باید ذکر کرد که از آثار اجرای خیار فسخ ،انحلال عقد است .گسیختن پیوند ناشی از قرارداد نسبت به آینده صورت می گیرد و پیش از فسخ اثر خود را ایجاد می کند و نمی توان وجود ان را انکار کرد . اجرای حق با اعلان اراده صورت می پذیرد و دادگاه در وقوع فسخ نقشی ندارد ولی نقش دادگاه در اجرای آثار فسخ عقد را نمی توان انکار کرد . در حقوق ما فسخ عقد از تاریخ اعلان اراده صاحب حق واقع می شود نه از تاریخ تایید دادگاه .

عیوب مشترک موجب فسخ بین زن و مرد

عیوب موجب فسخ در قانون مدنی آمده است . در راس عیوب تنها عیب مشترک در زوجین جنون است و البته تفاوتی در جنون زن و مرد وجود دارد تا موجب حق فسخ برای طرف  دیگر شود

جنون زن تنها در مواردی موجب خیار برای مرد است که در حین عقد حادث شده باشد ولی جنون مرد بعد از عقد و حتی بعد از نزدیکی نیز سبب خیار برای زن است و فلسفه آن امر تامین معاش زن بعد از جنون مرد است که دچار وقفه می شود .

جنون چه ادواری (گاهگاهی )و چه همیشگی (اطباقی )موجب حق فسخ است مشروط  به اینکه جنون مستقر و پایدار باشد و یک عکس العمل آنی نباشد .

به نظر می رسد کسانی که دارای جنون انی اسکیزوفرنی هستند ملحق به مجانین شوند ولی اختلالات روانی مثل سادیسم و مازوشیسم در افراد را نمی توان ملحق به مجانین دانست .

موارد ذیل موجب فسخ نکاح نیست :

  • جنون غیر مستمر
  • جنون قبل از عقد که زوج یا زوجه با علم به آن اقدام به عقد نکاح کرده باشند .

منظور از کلمه استقرار اینست که جنون اتفاقی و آنی نباشد والا هرگاه یکی از زوجین یک دفعه دیوانه شود وسپس به حالت عادی برگردد و از بیماری خلاصی یابد حق فسخ برای طرف دیگر ایجاد نمیشود .

جنون ادواری در بعضی مواقع عارض می شود ،بدین شکل که مدتی عاقل و مدتی دیوانه می شود خواه این امر منظم باشد یا غیر منظم و همین حالت ادواری نیز مستقر و پایدار است . طبق نظر فقها مجنون ان است که در وظایف عادی و معمولی روزانه خود نا متعادل است و اعمال با هدف از او سر نمی زند

در تعریف جنون باید گفت که برای آن معیار و ضابطه مشخصی وجود ندارد . اما معمولا و متفقا آن را اختلال روانی یا از خود بیگانگی می خوانند .

اصطلاح جنون شامل انواع بیماری هایی می تواند باشد که زندگی فرد و اطرافیان را مختل می کند .

بعضی اختلالات روانی اختلال شخصیت محسوب می شود که البته از نظر روان پزشکی معادل جنون نمی باشد . اما به لحاظ علایم خطر ناک می تواند موجب عسر و حرج همسر باشد مانند عقب ماندگی ذهنی یا بیماری صرع اگر با دارو مداوا نشود می تواند منجر به فسخ نکاح گردد .

در واقع در علم روان پزشکی امروز چیزی به نام جنون وجود ندارد و این اختلالات روانی هستند که در وضع بسیار شدید ،آن را از مصادیق جنون می دانند و تشخیص آن توسط پزشک صورت می گیرد و در واقع ترتیب اثر به این تشخیص با قاضی  می باشد که ایا این اختلال را جنون که معنای عام دارد می توان محسوب کرد یا خیر ؟

عیوب اختصاصی :

در مرد سه و در زن شش مورد احصا شده است . این عیوب اختصاصی عمدتا عیوبی هستند که مانع از وظیفه زناشویی می شوند ،سایر عیوب موجب حق فسخ برای طرف مقابل نمی شود مگر اینکه بتواند عنوان تدلیس یا شرط صفت (مصرح یا ضمنی )را به خود بگیرد .

در موردی که در زوجین صفت دو جنسی ظاهر گردد .

نظر مشهور فقها این است که چنین مواردی موجب حق فسخ نیست البته اگر شخص کاملا به جنس مخالف تبدیل شود یا خنثی مشکل شود وفق نظر شیخ انصاری ازدواج او منفسخ می گردد .

عیوب مرد :

عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود

  • خصا به کسر خاءبر وزن کتاب ،کشیدن خصیمه (عضو تناسلی مرد )می باشد .

خصا وقتی موجب حق فسخ  است که سابق بر عقد ،و زن نیز جاهل باشد و اگر اگاه باشد خیار او ثابت نمی شود . ناباروری به طور مطلق موجب حق فسخ برای زوجه نیست بلکه تنها ناباروری که در اثر خصا باشد موجب این حق است . خصا به طور مطلق موجب پیدایش حق فسخ است چه خللی از جهت ایفای وظایف زناشویی ایجاد کند چه نکند .

  • عنن به فتح عین و نون یا عنه به ضم عین و تشدید نون ناتوانی مرد از جماع است .

اگر تاریخ ازدواج ولو یک بار قادر به مواقعه نباشد عنن موجب حق فسخ است .

قاعده کلی در مورد عیب  این است که اگر زوجه قبل از نزدیکی عقد را فسخ کند مستحق مهر نیست اما در خصوص  عنن نظر مشهور فقها با تمسک به نص خاصی استحقاق نصف مهر برای زن است .اما حتی یک بار نزدیکی حق فسخ زن را از بین می برد .

  • مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد .

مقطوع بودن الت تناسلی جب به فتح جیم و تشدید باءبر وزن رد ،این شخص را اولی معیوب است این عیب اگر پیش از نکاح باشد موجب فسخ است نه بعد از ان و اگر بعد از ان باشد مشمول بند ۱۳ ماده ۸ قانون ح.خ می شود . باید تمام آلت بریده باشد و اگر بتواند دخول کند حق فسخ برای زوجه نیست .

جب بعد از عقد و با آگاهی زن از عیب ،خیار فسخ او را ساقط می کند .

عیوب زن :

دکتر صفایی معتقدند اگر عیوب زن به واسطه عمل جراحی از بین رود و سالم شود حق فسخ که بر مبنای ضرر است از بین می رود . اما گروهی از استید حقوق ایران چون دکتر امامی با توجه با اصل استصحاب حق را مستقر دانسته و معتقد است خیار فسخ از بین نمی رود .

  • قرن به فتح اول یا سکون یا فتح راء. استخوان زائد یا زائده گوشتی (عفل ،فتح اول دوم )در الت تناسلی و در دهانه رحم را گویند که مانع نزدیکی شود . اگر مانعی برای نزدیکی نباشد موجب خیار نمی شود .
  • جذام
  • برص قسمت های سفید روی پوست ظاهر میشود به فارسی پیسی می گویند .
  • افضا یکی شدن مجرای بول و رحم زن است که در گذشته امکان مداوای ان نبوده است . اگر قبل از نکاح افضا وجود داشته باشد موجب حق فسخ برای زوج است .
  • زمین گیری یا اقعاد مراد عدم توانایی کلی از راه رفتن است و منظور لنگی (عرج )نیست .
  • نابینایی از هر دو چشم مراد از نابینایی ،نداشتن چشم نیست بلکه نداشتن بینایی است . اگر تنها بعضی اوقات مثل شب ها قادر به دیدن نباشد یا چشمان او ضعیف باشد موجب پیدایش حق فسخ نیست .

سایر موارد موجب فسخ نکاح (تدلیس ،تخلف از شرط صفت ):

قانونگذار براساس ماده ۱۱۲۸ ق. م شرط وجود صفت خاص را که بعد از عقد معلوم شود ان صفت وجود ندارد اعم از انکه به ان تصریح شده و یا عقد متباینا بر ان واقع شده باشد را موجب فسخ نکاح دانسته است . در ماده ۴۴۰ ق. م برای طرفی که بر اثر عملیات طرف عقد دچار نیرنگ و فریب شده حق فسخ فوری قائل شده است .

شرط صفت ،شرط راجع به چگونگی زوج و زوجه و اوصاف هر یک می باشد .

در واقع شرط صریح دو قسم دارد .

  • شرط ضمن عقد که صریحا ذکر شده باشد ؛
  • شرط تبانی که قبل از عقد ذکر شده و طبعا صریح باید باشد .

در قانون مدنی در فصل نکاح تدلیس استعمال نشده است ولی می توان وجود خیار تدلیس در نکاح را از ماده ۱۲۲۸ ق . م استنتاج کرد البته تدلیس هنگامی صدق می کند که سوءنیت و قصد فریب وجود داشته باشد یعنی یک طرف عمدا با اعمال متقلبانه طرف دیگر را فریب دهد و ترغیب به عقد ازدواج نموده باشد .

وکیل مشاوره حقوقی

فسخ به جهت تدلیس :

تدلیس از باب تفعیل به معنای نیرنگ بازی است و عبارت از عملیاتی است  که شخص متقلبانه نقص و عیب خود را پنهان نموده و یا خود را دارای صفات کمالی معرفی نماید که  در واقع فاقد ان صفات بوده است . مجازات تدلیس کننده ۶ ماه تا دو سال حبس و جبران خسارت وارده است و حتی اگر از حق فسخ استفاده نکند حق جبران خسارت برای او محفوظ است .

ماده ۴۳۸ ق . م شرایط تحقق تدلیس را بیان می کند :

  • عملیاتی باید انجام شود ؛
  • این اقدام موجب فریب طرف معامله شود .

سوالی که مطرح است این است که ایا تدلیس منفی هم وجود دارد ؟ایا سکوت به عمد از کار های فریبنده است . دکتر کاتوزیان معتقدند گاه سکوت فرد آگاه از عیب ،در مواردی که طرف معامله به حسن نیت او اعتماد کرده نوعی نیرنگ و فریب است که حقوق نباید از ان بگذرد . برای تحقق  تدلیس دو عنصر لازم است :

  • عنصر مادی عملیات یا سخنی که حاکی از وصف کمال مفقود باشد ؛
  • قصد فریب کاری که مدلس از این کار دارد .

مراد از تدلیس سکوت آگاهانه نسبت به عیبی است که خارج از خلقت اصلی است یا ادعا کردن صفتی که کمال محسوب می شود و درواقع فاقد ان بوده و شوهر در صورتی که تدلیس کننده ای وجود داشته باشد برای مهر به تدلیس کننده می تواند رجوع کند در غیر این صورت حق مراجعه ندارد .

تدلیس و عیب از موانع رضا نیست  و موجب بطلان عقد نمی شود بلکه تحت هر شرایطی موجب پیدایش خیار فسخ می گردد . البته اگر تدلیس موجب اشتباه در شخصیت یکی از طرفین شود که علت عمده عقد بوده وفق ماده ۲۰۱ موجبی برای بطلان عقد است

اگر اشتباه در وصف اساسی و در برگیرنده انگیزه اصلی و داعی طرفین عقد ،مانند اشتباه در هویت جسمی و شخصیت مدنی باشد ،این نوع اشتباه باعث بطلان عقد خواهد بود . باید توجه د اشت که اوصاف اساسی باید در قلمرووی تراضی قرار گرفته باشند و الا مالا به این نتیجه نمی توان حکم داد .

براساس نظر برخی از حقوق دانان ماده ۱۱۲۸ ق . م شامل تدلیس یکی از زوجین برای فریفتن دیگری نیز می شود .

براسا ماده ۱ ق م .م  شخصی که مورد تدلیس واقع شده است علاوه بر حق فسخ ،حق دریافت خسارت های مادی و معنوی را هم خواهد داشت .

ایجاد صفت کمال به صورت دائمی یا برطرف نمودن نقض برای همیشه تدلیس نیست  بلکه باید امری زود گذر  و تصنعی و خلاف عرقف باشد مثلا افزودن سیلیکون در سینه زن و کاشت مو روی سر از عناوین تدلیس نیستند . متعلق باید صفتی زود گذر باشد که مثلا با اولین حمام از بین برود .

تدلیس با فعل مثبت یا منفی صورت می گیرد .

عمل مثبت ممکن است الفاظ یا نوشته باشد ،مانند توصیف کردن زن یا مردی به سلامت مزاج نداشتن عیب برای شخص دیگری که قصد ازدواج با او را دارد که به اعتماد بر ان ازدواج نماید ،هر گاه ان زن یا مرد دارای عیب باشد . فرقی نمی نماید عیب مزبور از عیوبی باشد که سبب ایجاد حق فسخ می گردد مانند جنون ،عنن و یا غیر از ان عیوب باشد مانند بلاهت ،صرع و بعض بیماریهای غیر قابل علاج مثل سرطان .

توصیف کردن به صفات کمالی نیز به اعتماد وجود ان صفات با او ازدواج کند که ان صفات را دارا نباشند تدلیس محسوب می شود به شرط اینکه قصد ازدواج داشته باشد و به اتکای ان صفات ازدواج کند .

در ماده ۶۴۷ ق.م ا مجرد نبودن از مصادیق تدلیس کیفری است،بنابراین می تواند از مصادیق تدلیس مدنی محسوب شود و به زن حق فسخ داد

تدلیس یا فعل منفی یا ترک فعل :

عمل منفی در موردی موجب تدلیس است که شخص مکلف به انجام ان بوده است . عدم ذکر عیوب در مقامی که باید بیان شود موجب تدلیس است مثل اینکه با فرد مورد اعتماد مشورت کنند و ان کس با علم بر عیوب ازدواجش را صلاح بداند و ذکری از عیب نکند .

در فعل منفی در عین عالم بودن اگر اطلاع ندهد موجب تدلیس شده است . تدلیس ممکن است به وسیله شخص ثالث صورت گیرد مثل پدر یا مادر هر یک از زوجین که سبب میل و رغبت طرف به ازدواج شود و با توجه به اوصاف اقدام به ازدواج کند .

ماده ۴۲۹ ق.م مربوط به فسخ نکاح در موردی است که تدلیس به وسیله یکی از طرفین واقع شده باشد و براساس ماده ۱۱۲۸ ق.م صفت ادعایی صریحا و ضمنا در قرارداد نیامده باشد ،حق فسخ پدید نمی اید . پس اگر ثالثی بدون آگاهی طرف نکاح صفت کمالی را ذکر کرده و یا عیب او را با فریب کاری پنهان داشته نمی توان نکاح را فسخ کرد . رابعا فسخ نکاح با تدلیس ثالث موجب زیان همسر می شود که تقصیر نداشته ،اما اگر تبانی کرده باشد نکاح قابل فسخ خواهد بود .

براساس قاعده غرور کسی که از تدلیس متضرر شده می تواندبه  مدلس  رجوع کند هر چند او طرف عقد نبوده است .

تخلف از شرط صفت :

براساس ماده ۲۳۵ ق. م هرگاه در ضمن عقد شروطی شده باشد و این شرط ،شرط صفت باشد و بعد معلوم شود ان صفت موجود نیست کسی که شرطی به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت .

براساس ماده ۱۱۲۸ ق.م هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده ،برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود ،خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متباینا بر ان واقع شده باشد .

البته اگر تدلیس باعث اشتباه در شخصیت طرف عقد شده باشد ،این نوع تدلیس باعث بطلان یا عدم نفوذ خواهد بود و به هر شکل اعم از آنکه تدلیس باعث حق فسخ یا بطلان شود ،مدلس مطابق قواعد عام مسئولیت مدنی می تواند برای جبران خسارت های معنوی و مادی وارده ،اقدام نماید .

در مورد خیار تخلف وصف به یکی از دو صورت زیر تحقق می یابد :

  • توصیف در اثنای عقد به طور صریح ؛
  • توصیف قبل از عقد به صورت شرط تبانی یا بنایی .

 

خودداری از ذکر اوصاف ،موضوع را از دایره خیار تخلف وصف خارج می کند و نوعی تدلیس  است که باعث خیار عیب خواهد شد .

هر وصفی از اوصاف که دارای نفع و فایده عقلایی است و نامشروع نمی باشد ،می توان در هریک از زوجین ضمن عقد نکاح شرط نمود و چنانچه پس از عقد خلاف آن کشف شود مشروطه له می تواند نکاح را فسخ کند . ممکن است عقد مبتنی بر وجود صفتی در یکی از زوجین منعقد شده باشد که اگر آن صفت را نداشت طرف دیگر نکاح را منعقد نمی نمود ،اگر چه وصف مزبور ضمن ان ذکر نشده باشد . هرگاه یکی از زوجین در مدت عده طلاق بائن برعیب طرف دیگر آگاهی یابد نمی تواند از حق خیار استفاده کند زیرا فسخ  انحلال نکاح است و با زوال رابطه زوجیت به وسیله طلاق ،انحلال مجدد آن مورد نخواهد داشت . به نظر می رسد چون مطلقه رجعیه ،زوجه یا در حکم زوجه است لذا هر یک از زوجین می تواند در مدت عده از حق خیار فسخ خود استفاده کند و نکاح را فسخ نماید .

هرچند اساسا تدلیس در جوهره و ذات خود همان تخلف صفت بنایی می باشد ولی در تدلیس عنصر معنوی وسوءنیت  نیز وجود دارد و به لحاظ همین امر به مرتکب آن مجازات هم تحمیل می شود . اما تدلیس مدنی وجود دارد که در آن سوءنیت نیست و از این نظر تدلیس مدنی با خیار تخلف از شرط صفت بنایی تفاوتی ندارد . شرط بنایی یا شرط تبانی یا تواطی ،شرط صفتی است که در ضمن عقد از ان سخنی به میان نمی آید ولی بنا به ظاهر حال و یا بنای طرفین می تواند داخل در محدوده قرارداد و اراده مشترک آنان باشد

منظور از قانونگذار از شرط و صفتی که عقد متباینا بر آن واقع شده است نمی تواند هر شرط وصفت عرفی ،حائز اهمیت برای طرفین باشد . بلکه به اقتضای ماهیت عقد نکاح باید شرط و صفتی باشد که فقدان ان در روابط زوجیت یا زاد وولد اخلال ایجاد کند .اگر خود را محدود به سنجش شرط و صفت براساس این ملاک نسازیم بی نظمی و تزلزل بر تمامی عقود نکاح حاکم می شود .

آیا موارد فسخ نکاح قابل گسترش است ؟

اگر ملاک و مبنای حق فسخ را قاعده لاضرر بدانیم با وحدت ملاک گرفتن عیوب امروزه مانند هپاتیت  و ایذر را می توان موجب فسخ نکاح دانست که مقنن باید با افزودن قیدی به مادتین ۱۱۲۲ و۱۱۲۳ ق.م مبنای فسخ را که لاضرر است در نظر گرفته و هر کجا که ضرری وارد،وبه زندگی و اهداف آن خللی عارض می شود ،را قابل فسخ بداند .

برای انکه قوانین هررزه نیاز به بازنگری نداشته باشند ،باید تعیین مصداق را به عهده کارشناسی و پزشکی قانونی و با رعایت عرف قرار داد .

با توجه به اینکه نهاد خانواده و استحکام ان بسیار حائز اهمیت  است و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در بند ۳ اصل ۲۱ حفظ کیان و بقای خانواده را مد نظر قرار داده است ،با توجه به امکان توسعه عیوب نباید تحکیم خانواده را نیز از نظر دور داشت و باید قوانین را به شیوه ای وضع ،تفسیر و اجرا نمود که به بقای خانواده و کیان آن صدمه ای وارد نکند .

مبنای جعل خیار در کلیه عقود ،رفع ضرر از مغبون و برداشتن حرج از صاحب حق است و به نظر می رسد در موارد فسخ نکاح با دوری از افراط و تفریط با اجتهادی پویا ،رای به توسعه و تضییق براساس پیشرفت علم پزشکی و در راستای تحکیم بنیان خانواده داد .

منبع :

روشن ،محمد ،حقوق خانواده ،چاپ دوم ،انتشارات جنگل جاودانه ،سال ۱۳۹۱ .

 برای درخواست وکیل در تهران با شماره تلفن ۰۹۱۲۶۰۸۹۴۱۰ تماس حاصل نمایید

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن